تبلیغات
«كشكول نامه» - مطالب ابر كردان
 
«كشكول نامه»
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمد سوری
نویسندگان
پیوندهای روزانه
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تا به حال چیزی از كلمه Slang شنیده‌اید؟ در زبان انگلیسی، این واژه به كلماتی اطلاق می‌شود كه عامیانه بوده و در میان مردم كوچه و بازار استفاده می‌شود.

امروز به طور اتفاقی با وب‌سایتی آشنا شدم كه این واژه‌های Slang را كه توسط مردم نوشته می‌شوند، گردآوری می‌كند. پس از جستجویی بسیار كوتاه با واژه‌ای آشنا مواجه شدم: Kordan

و اما توضیحات انگلیسی این واژه:
Ali Kordan is an Iranian conservative politician who was the interior minister of Iran for 90 days! Kordan claimed to have an honorary doctorate in law from Oxford University. However his academic qualifications and doctorate have been widely questioned by Iranian ...
ترجمه به زبان فارسی:
علی كردان سیاستمدار محافظه‌كار ایرانی است كه برای مدت 90 روز وزیر كشور ایران بود! كردان ادعا كرد دكترای افتخاری خود را در رشته حقوق از دانشگاه آكسفورد اخذ كرده است. البته صلاحیت و دكترای علمی و دانشگاهی ایشان به طور گسترده توسط ایرانیان ....

تا به اینجای كار را همه از آن مطلع بودیم اما اینكه این واژه و البته چند واژه دیگر از این خانواده به اصطلاح انگلیسی زبانان وارده شده است را نمی‌دانم باید جز افتخارات ایران و دولت نهم به حساب آورد یا ...

و اما دیدنی و شنیدنی است دیگر واژه‌های هم‌خانواده:
1) Kordanification:

1. The process of receiving fake degree, especially from a prestigious university (e.g. Oxford)
فرآیند دریافت مدرك جعلی به ویژه از یك دانشگاه معتبر
2. The relationship between happiness and telling a big lie.
ارتباط میان شادمانی و بیان یك دروغ بزرگ
3. A method in order to gain Self confidence.
روشی برای كسب اعتماد به نفس

#3 Example:
If you want to tell them a big lie you should know the kordanification principles.
اگر می‌خواهی یك دروغ بزرگ به آنان بگویی باید اصول كردانیت را بدانی.

دیگر مثال‌ها را در صفحه مربوطه ببینید.

2) Kordanize:
Kordanize /‘kərdənaiz/ (v.) past tense: Kordanized / past participle: Kordanized

1. To get Ph.D without having B.Sc.
دریافت مدرك دكترا بدون داشتن لیسانس
2. To deceive a nation by telling them a big lie
فریب دادن یك ملت با گفتن یك دروغ بزرگ به آنان
3. To become an important person (e.g. minister) by presenting fake certificate or documents.
یك شخص مهم شدن (مثلاً وزیر) با ارائه گواهینامه یا اسناد جعلی
4. to try to bribe someone in order to change his mind
سعی در تطمیع یك نفر برای تغییر ذهنیت او

#1 Example:
In this country Ph.D is just a piece of worthless paper.If i were you i would kordanize.
در این كشور، دكترا فقط تكه‌ای كاغذ بی‌ارزش است (احتمالاً همان كاغذ پاره). اگر من به جای تو بودم، كردان‌بازی درمی‌آوردم.

دیگر مثال‌ها را در صفحه مربوطه ببینید.

راستی هنوز برخی واژه‌های هم‌خانواده تعریف نشده‌اند. به عنوان مثال اگر خواستید برای واژه kordanism تعریفی بنویسید كافی است وارد این لینك شوید.




نوع مطلب : عمومی، معرفی نرم افزار/وب‌سایت، طنز، مطالب آموزنده، 
برچسب ها : Slang، كردان، Kordan، Kordanification، Kordanize،
لینک های مرتبط : kordan،

       نظرات
شنبه 21 شهریور 1388
محمد سوری